ماجرای عجیبی است! شهرداریها بهتازگی برای انجام کارهای عمرانی و تجاری، هجوم آوردهاند به پدیده تلخ و دردناک «تغییر وضعیت پارکها». مگر کل شهرهای بهارستان تا رباطکریم چقدر فضای سبز و پارک دارند که حالا برای ساختن هر ساختمانی یا توسعه هر کاری و یا حتی جایگزین کردن بساط دکههای خوراکی و پایگاههای غیرمرتبط، باید […]
ماجرای عجیبی است! شهرداریها بهتازگی برای انجام کارهای عمرانی و تجاری، هجوم آوردهاند به پدیده تلخ و دردناک «تغییر وضعیت پارکها».
مگر کل شهرهای بهارستان تا رباطکریم چقدر فضای سبز و پارک دارند که حالا برای ساختن هر ساختمانی یا توسعه هر کاری و یا حتی جایگزین کردن بساط دکههای خوراکی و پایگاههای غیرمرتبط، باید از زمین پارکها کم کنند و برنامه تازه را روی آن به اجرا درآورند؟
واقعاً اگر شهرداریها زمین کافی برای ساختن فضاهای دیگر ندارند، اصلاً چرا این کارها را انجام میدهند؟ مثلاً در اسلامشهر چه ضرورتی برای ساختن فروشگاه بزرگ، بازارچهای به آن کثیفی و یا حتی یک مرکز پر از دکههای غذا وجود دارد؟
یا در شهرگلستان چه ضرورتی دارد یک بوستان، در آن فقر مطلق فضاهای سبز، کوچک کنند تا یک ساختمان به نام «خانه فرهنگ» بسازند و بعد هم دو دستی تقدیم یک اداره کنند؟
در رباطکریم هم این داستان تلخ کلید خورده و در صالحیه و جاهای دیگر هم هست.
از مردمان این شهرها مظلومتر هم سراغ دارید که تمام دلخوشیشان همین چهار تا پارک نصفهونیمه بدون امکانات است تا شاید چند دقیقهای در ماه بخواهند بنشینند و بازی بچههایشان را تماشا کنند؟
واقعاً اینقدر بحران زمین وجود دارد؟ خب، به جای مزایدهای فروختن آن زمینهای ارزشمند، در اختیار پروژههایی که تصور میکنید مهم است قرار دهید!














Friday, 11 September , 2026