کمبود پایگاه‌های اورژانس و نیروی انسانی در شهرستان بهارستان، سال‌هاست به یکی از مطالبات جدی مردم و رسانه‌های محلی تبدیل شده است؛ موضوعی که با توجه به تراکم بالای جمعیت شهرستان و تعدد مأموریت‌های امدادی، می‌تواند زمان طلایی رسیدن بر بالین حادثه‌دیدگان را کاهش دهد.

همین چند روز پیش، جوانی از صالحیه از طبقه ششم یک ساختمان سقوط کرد و جان باخت. طبق روایت‌های مطرح‌شده، تأخیر آمبولانس در رسیدن به محل حادثه، حدود نیم ساعت عنوان شده است؛ تأخیری که در حوادثی از این دست می‌تواند مرز میان مرگ و زندگی باشد.

از این مثال‌ها در شهرستان بهارستان زیاد بوده و همچنان هست.

اورژانس بهارستان طبق استانداردها باید حداقل ۲۵ پایگاه با امکانات مناسب لجستیکی، نیروی انسانی و امدادی داشته باشد، در حالی که فقط هفت پایگاه دارد. آن هم تصور کنید اگر یک امدادگر یا راننده مرخصی برود، به خاطر فقدان نیروی کافی بعید نیست آن پایگاه تا پایان مرخصی آن فرد تعطیل شود!

گفته می‌شود هر پایگاه اورژانس بهارستان به‌طور میانگین روزانه ممکن است تا ۱۰ مأموریت انجام دهد؛ در حالی که با این وضعیت، امکان رسیدن به‌موقع به همه این مأموریت‌ها تقریباً وجود ندارد.

یعنی باید تیم امدادی اورژانس، قالیچه سلیمان داشته باشند یا ابزار و شنل مرد عنکبوتی در اختیارشان باشد؛ در غیر این صورت، به هیچ وجه امکان رسیدن به‌موقع وجود ندارد.

در این میان، فقط یک نقطه امید برای افزایش این پایگاه‌ها در میان است و آن هم پایگاه در حال ساخت شهر صالحیه و دیگر هیچ…

بحران کمبود امکانات، نیروی انسانی و پایگاه اورژانس در شهرستان بهارستان موضوع تازه‌ای نیست. سال‌هاست یکی از سوژه‌های مهم رسانه‌های محلی است.

حتی رئیس پیشین اورژانس بهارستان، که یک نیروی بومی بود، آن‌قدر این مشکلات و کمبودها را دلسوزانه و با اصرار پیگیری کرد که مسئولان بالادستی و حتی مسئولان محلی، به جای قدردانی از این همه پیگیری و دلسوزی، او را حذف کردند تا بیش از این موی دماغ آن‌ها و مزاحم بی‌خیالی‌هایشان نشود.

مثل همه بحران‌های کوچک و بزرگ این مملکت، نمی‌دانیم چرا هیچ‌کس این کمبود را جدی نمی‌گیرد و از کنار جان مردم با سکوت و آرامش عبور می‌کنند.

اینجا بهارستان است؛ متراکم‌ترین شهرستان کشور از نظر جمعیت، در وسعتی اندک و فاقد زیرساخت‌های اولیه و بدیهی. اگر همچنان با بی‌خیالی از کنار این نیازهای حیاتی عبور کنند، حتماً در آینده نه‌چندان دور با مشکلات جدی‌تری روبه‌رو خواهیم بود.

کاش دادستان، به‌عنوان مدعی‌العموم، در این امر دخیل شود؛ کاش فرماندار، به‌عنوان نماینده عالی دولت، وارد معرکه شود و آقای نماینده هم از شعارها و مصاحبه‌های بیهوده بکاهد و یک مقدار برای این امر خطیر که با جان انسان‌ها رابطه دارد، وقت بگذارد.

باور کنید جان آدم‌ها عدد و آمار نیست؛ هر انسانی که در لحظه حادثه چشم‌انتظار آمبولانس است، امید یک خانواده است.